کلکِ خیال

یارب
نامم، از کتاب خدا انتخاب شد،تا شروعی باشد برای هدایتم به راه درست،"هدی"
قبل از آنکه در آخرین روز دومین ماه آخرین فصل سال بدنیا بیایم، "بهمنی" بوده ام.
از روزهای کودکی و بعداز آموختن دست گرفتن قلم، افکار و قصه های بچگانه ام را ثبت میکردم و حیف که یادگاری نماند.
درنوجوانی مدتی با قلم عجین شدم و هرچند ناشی، گاه و بیگاه، وبه بهانه های مختلف و شاید مهمترینش زنگ شیرین انشا، مینوشتم.
تاوقتی که فضای فنی دانشکده مهندسی قلمم را غلاف کرد.خیلی این دوری از کلمات را تاب نیاوردم و حاصلش دفتری شاهد و خواننده روزمرگی هایم شد.
وحالا بعد از ثبت های غیر اصولی و خودمانی تلگرامی و اینستاگرامی به این صفحه ی باز هم مجازی پناه آوردم تا شروعی دوباره باشد برای لحظه های خوش توصیف روزگارم با کلمات.
موضوع و زمینه نوشته ها را خودم هم هنوز نمیدانم، هر چه پیش آید و دوست پسندد...
واما تفاوتش با صفحه دفتر شخصی، نگاه شمایی است که کلمات را دنبال می کنید تا به نقطه پایانی برسد.
و قطعا از خواندن نظرات خوشحال می شوم.
یاعلی