کلکِ خیال

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نشونه» ثبت شده است

۱۲
مهر


پسر نوجوونِ مشکی پوش، در ماشینو که باز کرد که بشینه، راننده مشکی پوشِ جدول سودوکو به دست، برگشت نگاهی بهش کرد و با لبخندی گفت: آقا پسر، جیبتو نگاه میکنی بعد میشینی تو ماشین من؟

پولتو حساب کتاب میکنی؟

یعنی من دو تومن هم تورو مهمون نمیکنم؟

یعنی ما ازین مراما نداریم؟

.

باباجون پول نداشته باشی هم، تو این ماشین با یه صلوات به مقصدت میرسی...

.

|یعنی هنوز خیلی چیزا دودی نشده مونده|

یعنی دودوتا چهارتای ریخته شده تو جدول،

یعنی زیر این پرچم،

یعنی سیستم‌عامل طرح کلی اندیشه:)

  • چشم براه